بنفشه

روح تکه تکه
جان از هم شکسته
عمر تباه
چشم خسته به راه
نفس هایم تندتند
قدم هایش کندکند
چرا تمام نمی شود طول این لابی
چرانمی رود دختر مانتو سرخآبی
آن پسر کیست؟
خنده مضحکش بخاطر چیست؟
کو حراست؟
---------------------------------------------------------------
این شعر را تقدیم می کنم به کسی که نامش را نمی دانم.
فقط بار اول که دیدمش بنفش پوشیده بود.
این اولین شعر من است.به بزرگی خود ببخشید.
از خطاهایم بگذرید.به کو حراست که رسیدم احساس شعرم تموم شد.
اگر محمد و مسعود این شعر را تایید نمی کردن.جرات گذاشتنش را پیدا نمی کردم.