رییس یه فیلم آشغاله

 ولی

 من رییس را دوست دارم!!!

 

 

شاید مسخره باشد آدمی مثل من که ادعای فیلم دیدن دارد از رییس خوشش بیاد. ولی چه کنم که من رییس را دوست دارم.رییس فیلم بدی است شاید هم خیلی بد . ولی دلایلی برای دوست داشتن رییس وجود دارد.

اولین باری که اسم رییس را شنیدم قبل از جشنواره فجر سال 85 بود که بحث بر سر این بود که به جشنواره می رسد یا نه. گفته می شد که داوران راش های فیلم را دیده و آن را پذیرفته اند.

یادم می آید که همان موقع مطلبی خواندم که کیمیایی علاوه بر قطار کردن کلی بازیگر معروف ،پیر و جوان ، زن و مرد یه باغ وحش حیوان را هم آورده .و اینکه مسلماً رییس یک افتضاحه خواهد بود.یادم نمی آید نویسنده مطلب که بود ولی خیلی خوب توانسته بود پیش بینی کند.رییس به جشنواره نرسید.گذشت تا اکران فیلم در تابستان وقتی جلوی سینما چشمم به این همه بازیگر معروف خورد بی اختیار به تماشای فیلم دعوت شدم و من جذب سردر سینما بودم.

رییس افتضاح از کار در آمد و من سرشکسته از آن.زمانیکه فیلم به بازار آمد وسوسه شدم تا آن را دوباره ببینم و وقتی این دوباره تبدیل به سه باره شد من عاشقش شده بودم ، با احساسی منحصر به فرد که شاید نظیرش را در گوزن ها داشتم.

وقتی به دنبال دلیلش می گشتم فهمیدم من عاشق شخصیت ها ،دیالوگ ها ومرام های فیلم شده ام.

بیاد بیاورید فصل حضور پولاد و نورمحمدی را در رستورانی که رضا یزدانی در آن می خواند

 {{ پولاد:این عشق یه چیزی توشه که تو از بیخ اونو نمیشناسی عشق اگه ناموس بشه عشقه - نورمحمدی:ببین ناموسم عینه چراغ نگاریه دورش تمومه - پولاد:پس هیچ وقت دور و بر چراغ نگاری من نپلک چون هنوز یه چیزایی هست که قدیمیه می کشمت قدیمیه ولی من میکشمت}}

به واقع این فصل از فیلم از فصلهای درخشان سال 86سینمای ایران بود.

فصل حضور قریبیان و تارخ در دفتر فرخ یا فصل حضور قریبیان و تارخ در زندان واقعا همان سینمای کیمیایی است که ما دوست داریم.

شخصیت های راننده ،دکتر،سیامک(پولاد)،رضا(قریبیان) لذت بخش بودند.بازی استثنایی خسرو شکیبایی مثل حکم عالی بود.بیاد بیاورید زمانیکه پشت تلفن گفت:الو طلا

و من به همین راحتی عاشق فیلمی شدم که یکی از ضعیفترین فیلم های سال بود.علت ضعفش این بود که داستان انسجام نداشت. مکان ها آدرس نداشت.و گذشته تاریخ نداشت.گویی ما یا می دانیم و یا اگر نمی دانیم نبایستی بدانیم.

اما همان مولفه های آشنایی که در بالا گفتم دلیلی بر دوست داشتن تمام فیلم های کیمیایی

و شاید این دلایلی است که باعث می شود تا ما کیمیایی را علیرغم اینکه بهترین نیست ولی موثرترین کارگردان سینمای ایران بدانیم.اینست که سینمایی ها، منتقدها همیشه روی ضعفهای فیلمهای استاد تا جایی که می توانند سرپوش می گذارند چون با قیصر با گوزنها با سرب با سلطان عاشق سینما شده اند.عاشق رفاقت ها ،غیرت ها،چاقوهای ضامن دار.

تنها دلیلی که برای نوشتن این مطلب داشتم نوشته ی انتقادی بهزاد عشقی در ماهنامه فیلم است که با لحنی زشت موجب توهین به استاد و طرفداران استاد شده.

اگر رییس را ندیده اید این شماره سینمای پویا بهانه ی خوبی است تا هم یک ماهنامه بخرید و هم دی وی دی فیلم رییس را هدیه بگیرید.

در پایان بایستی بگویم که بی صبرانه منتظر محاکمه در خیابان فیلم جدید استاد هستم.که باطرحی از کیمیایی و بازنویسی از فرهادی و با حضور حامدبهداد عزیز و پولاد ساخته خواهد شد.

به امید اینکه این فیلم بتواند برای ما یاد آور دوران خوب سینمای کیمیایی باشد.